آدمی که نشه با چیزای کوچیک خوشحالش کرد آدم نیست که !
از افتخاراتش که میگفت مُدام روی ۵ ماه زندان تاکید میکرد !
کسی نیست ؛ بیا زندگی را بدزدیم
آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم . . .
سهراب
پ.ن : رفیق روزهای خوب ، رفیق خوبِ روزها !
اینایی که فک میکنن هرکی بوف کور رو بخونه حتماً باید به پوچی برسه و ترجیحاً یه خودکشی ناموفق هم داشته باشه !
_ چجور آدمی هست ؟
_ آدم خسته ایه !
+ خیلی کلیشه ایه ولی خداییش بچه که بودیم چقدر خووب بوود همه چی !
_ همه همین و میگن !
+ امّا همه عادت ندارن موفق بشن .
رو اعصاب ؛ کارشناسی ؟
این اوج نامردیه که هیچوقت کسی نیست جواب بده " چی شد که اینجوری شد ؟ "
« من و تو »
اين واو لعنتي انگار هميشه اينجا هست
نباشد هم ميشود ( ما )
نه ( من ) ي ميماند
نه تو ؛
جايي كنار هم نداريم .
کودکی سه ساله میمیرد ، پیرمردی صد سالگی اش را جشن میگیرد ؛ انگار خدا شمردن بلد نیست !
پ.ن : یک آدم خیرّ بیاید شریک مالی شود با ما ؛ نصف نصف ، این سریال (( prison break )) را بخریم تا تابستان تمام نشده .
مشکل آنهایی که به هرچه میگویند اعتقاد دارند این است که فکر میکنند همه همین طور هستند !
بادبادک باز . خالد حسینی
تنهایی خووب است ،خیلی خووب ؛ امّا گاهی آنقدر تو را به فلاکت می اندازد که از اعماق وجود معنای احتیاج را میفهمی !
امید چیز ترسناکیه !
از آن وقتهاییست که حس میکنی یک نفر باید گلویت را با یک جسم نوک تیز بشکافد تا بتوانی نفس بکشی ... که انگار چیزی ... جایی ... منتظر است تا درد را حس کنی ...
پ.ن : این ناله نیست . اعلام وضعیت هم نیست . هیچی نیست !
به خودم میگویم : (( باور میکنی، باور میکنی که اشتباهی در کار نبوده است ، که این تقدیر است ؟))
خودم بهم میگوید : (( که وقتی تغییرش می دهی همان تغییر هم تقدیر است . ))
همه چیز از دور قشنگه ...
خدایا شکر ! واسه همه تنهایی هایی که دارمشون و رفقایی که ندارمشون .
و مرد افتاده بود.
یکی آواز داد: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.
دو تن آواز دادند: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.
ده ها تن و صدها تن خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.
هزاران تن خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.
تمامی آن سرزمینیان گرد آمده اشک ریزان خروش براوردند: دلاور برخیز!
و مرد به پای خاست.
نخستین کس را بوسه ای داد
و گام در راه نهاد.
گابریل گارسیا مارکز
پ.ن: این روزهای ایران
ترسِ از دست دادن گاهی آنقدر بزرگ میشود که نمیتوانی از هیچ چیز لذت ببری و این وحشتناک است !
( چطور آدم ممکن است به چیزی که از فرط کثافت عادی به نظر میرسد اعتنایی داشته باشد )
خداحافظ گاری کوپر . رومن گاری . نشر نیلوفر
آدم و سگ بگیره ولی جو نگیره ....
پ.ن: این روزها همه یک چیز سبز از خودشان آویزان میکنند . شما نکنید !
از اول هم نمیخواست هفت نفره بخرد ولی فروشنده قانعش کرده بود که اگر الان هفت نفره را یکجا بخرد به صرفه تر از آن است که بعد ها بخواهد دو تا یک نفره به مبلمانش اضافه کند . ماشین حساب را برداشته بود و جوری محاسبه کرده بود که آخرسر نیم نفر به نفع خریدار میشد . او هم خریده بود . از خودش تعجب میکرد که زمانی خیال کرده بوده میتواند شش نفر را دور و بر خود جمع کند. باید از همان فروشنده ی مبل میپرسید چطورر میشود همان نیم نفر را جوری راضی نگه داشت که اگر سالی ... ماهی ... عصر دلگیری هوس کردی چایت را با او بخوری بهانه نیاورد و بیاید روی نیم نفر از مبلمانت بنشیند و در سکوت چای بخورد .
آنجا که پنچرگیری ها تمام می شوند . حامد حبیبی . نشر ققنوس
من کاری به کار عشق ندارم ، ایشان هم ایضاً .
+ دیدی اینایی رو که میان ... نزدیک میشن ... اونقدر که میتونی دوست صداشون کنی ... بعد یهو میرن؟!
( همه اش که غریزه نیست . منافع آدم ها مهمتر است . وقتی حرف از دوست داشتن میشود و میگویند با تمام وجود ، باور نکن ؛ یک دروغ شاخدار است )
رویای تبت . فریبا وفی.نشر مرکز
+ از این دوستایی میخوام که بشه ساعت ۳.۳۰ صب زنگ زد بهشون .
مسئله اون ۲۰۰ تومن و ۵۰۰ تومن و ۱۰۰۰ تومن نیست مسئله اینه که متنفرم از اینکه سرم و کلاه بذارن .
+ بیشترین چیزی که بعد از دو روز سردرد حال میده اینه که روز سوم بیدار شی ببینی سردرد نیستی !
برای یک بازی به دعوت یک دوست ، ( قانون هایی از زندگی من ) :
اینها مهمترین قوانین من نیست و مطمئناً همه ی آنها هم نیست فقط آنهاییست که موقع نوشتن به نظرم رسید .
اینام کسایی هستن که خیلی دوس دارم بازی کنن اگه خودشون دوس داشته باشن : آرش ؛ شهرزاد ؛ داوود ؛ احسان؛ نازنین ؛ سمیه و الهام ( اگه یه وقت خواستی آپ کنی )
بعد اضافه شد :
۱۳ ( که نحس نیست ) :زمان خیلی چیزه عجیبیه و از خیلی چیزا قوی تره . از مرگ و عشق و فراق و ...
همیشه میگن : نیمه پر لیوان و ببین؛ هیچوقت فرصت نمیشه بگیم که هیچی ته این لیوان لعنتی نمونده .
+ اراده یعنی فصل پنجم لاست و داشته باشی و نبینی .
سالی که با عصر جمعه شروع میشه !
×
همه ی آدما اشتباه می کنن ؛ در حقیقت خیلی هم اشتباه می کنن ولی مسئله ی مهم اینجاست که این اشتباه ها چقدر جبران ـ نا ـ پذیر هستند .
ــ هنوز هستی ؟
ــ هنوز ؟!؟
+ وقتی حالِت خوب نیست بدترین حالَت اینه که ندونی چی بهترت میکنه ... ندونی دوس داری با کی باشی و چی کار کنی ... این دیوونه کننده ست .
هزارتا دلیل وجود داره که من نباید این کار رو انجام بدم ؛ ولی الان هیچکدومش به ذهنم نمیرسه !
کتاب نوشت :
به ارسطو گفتم صحبت کردن فایده ای ندارد ؛ حرف ها که تکرار میشوند ، آدم ازشان دور و دورتر میشود .
گفت (( شیوه ی خوبیست ،خودت را اینطوری از آن ها دور کن ))
پریِ فراموشی . فرشته احمدی . نشرققنوس
دلنوشته : میدونی اون غم بزرگه کی سنگین میشه ؟ وقتی کسی رو نداشته باشی که صداش کنی ...
نه اینکه ازش چیزی بخوای ها ... نه ... نه اینکه حتی جوابت رو بده فقط و فقط اینکه اسم اون رو صدا
بزنی همین .