این اوج نامردیه که هیچوقت کسی نیست جواب بده " چی شد که اینجوری شد ؟ "
« من و تو »
اين واو لعنتي انگار هميشه اينجا هست
نباشد هم ميشود ( ما )
نه ( من ) ي ميماند
نه تو ؛
جايي كنار هم نداريم .
کودکی سه ساله میمیرد ، پیرمردی صد سالگی اش را جشن میگیرد ؛ انگار خدا شمردن بلد نیست !
پ.ن : یک آدم خیرّ بیاید شریک مالی شود با ما ؛ نصف نصف ، این سریال (( prison break )) را بخریم تا تابستان تمام نشده .
مشکل آنهایی که به هرچه میگویند اعتقاد دارند این است که فکر میکنند همه همین طور هستند !
بادبادک باز . خالد حسینی