برای یک بازی به دعوت یک دوست ، ( قانون هایی از زندگی من ) :
اینها مهمترین قوانین من نیست و مطمئناً همه ی آنها هم نیست فقط آنهاییست که موقع نوشتن به نظرم رسید .
- نسبی بودن در مورد همه ی امور دنیا صادقه ( حتی اینجا هم مطمئن نیستم باید همه رو بنویسم یا نه ! )
- مسخره ترین کار مسخره کردن دیگران است .
- کتاب یکی از مهمترین و بهترین چیزهایی که در زندگی وجود داره .
- شب بسیار بسیار خووب است و واقعاً حیفه آدم شبا بگیره بخوابه .
- فراموش کردن آدمها ، خاطرات ، خوشی ها ، سختی ها ، خیلی سخته ؛ خیلی .
- وابسته نشو ؛ اعتماد نکن ؛ دل کندن و یاد بگیر .
- واقع بینی همه جا جواب نمیده . ( خیلی ها فک میکنن واقع بینی همون بدبینیه )
- بعضی چیزا ، بعضی کلمه ها حرمت داره ؛ مثه رفیق .( من هیچ تعلق خاطری به کیمیایی ندارم )
- دوست خوب ، رفیق واقعی نعمته .
- بسیار سفر باید تا پخته شود خامی .
- همیشه یه درصدی از شوخی ها کاملاً جدیه .
- به کار بردن کلمه جواد خیلی کار مزخرفیه . ( اسم هیچکدوم از دوستام یا اعضای خانوادم جواد نیست )
اینام کسایی هستن که خیلی دوس دارم بازی کنن اگه خودشون دوس داشته باشن : آرش ؛ شهرزاد ؛ داوود ؛ احسان؛ نازنین ؛ سمیه و الهام ( اگه یه وقت خواستی آپ کنی )
بعد اضافه شد :
۱۳ ( که نحس نیست ) :زمان خیلی چیزه عجیبیه و از خیلی چیزا قوی تره . از مرگ و عشق و فراق و ...
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 1:54 توسط پریسا
|